اولين برف زمستاني
نازنینم در آستانه هجده ماهگی شما در دي ماه، آسمون اینقدر از حضورت مسروره که پاییز و زمستونشو گم کرده.بادهاساز میزنن ابرا میرقصند و گویی رو سر عالم نقل میپاشن و من براشون از لبای شیرین تو بوسه هدیه میفرستم.
تو يك روز برفي كه ماماني هم خونه بود با هم رفتيم توي حياط خونمون برف بازي خيلي ذوق مي كردي عزيزم وقتي روي برفها راه مي رفتي.
راستي عشق من الان هم یاد گرفته که بخار شیشه را با دستاش پاک میکنه تا بتونه بیرونو ببینه.


اينم پدر و پسر


گل پسري كه بعد از برف بازي حسابي خسته شده بود

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولين برف زمستاني
